هــــِجاهای یک مِداد نارِنــــجی

+ کامنت ها تایید نمیشوند، جوابی بود نامبرده شخصا مزاحم میشود :)

+ بنویس...
از هر چه که هست،
از هرچه که نیست...
از هرچه که اتفاق افتاد،
از هرچه که قرار است اتفاق بیفتد...
از همین لحظه ها،
از همین بودن...
هر چه که در ذهن داری،
و هر چه که در دل...

طبقه بندی موضوعی

۲۸ مطلب در آذر ۱۳۹۴ ثبت شده است

.

خداوند روز اول آفتاب را آفرید

روز دوم دریا, روز سوم صدا را

روز چهارم رنگها را, روز پنجم حیوانات

روز ششم انسان را

و روز هفتم خداوند اندیشید دیگر چه چیزی را نیافریده است

انگاه خیال برت نداره که تو را برای من آفرید

 بلکه یک چیزی آفرید به نام خواب!

چیزی که در حال حاضر میتوانم ساعت ها توش غرق بشم :))


+ بنده کاملا مشرف به این موضوع هستم که گند زدم به شعر جناب پل الوار


نارِن° جی

.

 در این شب یلدا ز پی ات پویم
به خواب و بیداری سخنت گویم
نارِن° جی

.

باز هم یک تئاتر لعنتی عزیز دل ^_^

نارِن° جی

.

 ^_^

نارِن° جی

.

من چند وقتیست که پر از قطره های شور ام

نارِن° جی

.

رفیق جان: بسه بسه, دیگه قرش نمیخواد بدی, کم ری...؟!


+ نامبرده یک روز و نیم یک پروژه گروهی رو از سمتی که نباید شروع میکرد شروع کرد و از اونجاییکه خشت اول گر نهد معمار کج تا ثریا میرود دیوار کج، پروژه ما نیز به صورت کج ادامه یافت؛ حال نامبرده پس از متوجه شدن این کجیت بجای افسوس شروع به حرکاتی به دور از شأن خود کرده...

نارِن° جی

.

این سری وقتی رفتیم پیش بچه ها، امیرعلی چهار ساله با لهجه غلیظ اینجایی گفت

 خاله من میخوام بیام تو کوشت

 و این یعنی 

من میخوام بیام تو بغلت :)

نارِن° جی

.

انگار نه انگار همین دیروز بود که درس مقدمات 1 رو داشتیم و اونموقع انگار سالهای خیلی زیادی مونده بود تا رسیدن به طرح 5 و طرح نهایی


مقدمات 1، مقدمات 2، طرح 1، طرح 2، طرح 3، طرح 4، طرح 5، طرح نهایی


و همه اینها دقیقا به اندازه مدت زمان نوشتنشون توی این پست طول کشید, نه به اندازه سالهای خیلی زیاد

نارِن° جی

.

تو خود ساز صد آهنگی

نارِن° جی

.

 تو را من چشم در راه ام
نارِن° جی

.

من گفتم: دارم گریه میشم

و میم جان گفت: ای بابا, فدای سرت

و رفیق جان گفت: تو دیوونه ای

و من خندیدم و قطره اشکم غلتید

نارِن° جی

.

انسانیت مون به باد رفته, شهرهامون, روابطمون, زندگی مون, شرفمون و خیلی چیزهای دیگه مون؛ ولی ملت دلشون خوشه بجای سلام بگن درود و بجای خداحافظ بدرود, بجای خطبه عقد عربی, خطبه عقد به سبک کوروش بخونن و خیلی چیزهای ظاهری دیگه.

تا وقتی باطنمون درست نشده اینها چه معنی ای میتونه داشته باشه؟!

نارِن° جی

.

بی همگان به سر شود

بی تو هم به سر شود

بیخود خیال برت نداره!

نارِن° جی

.

یکی باید باشه که کارتون های خالی کوفتی رو بذاره دور و برم و دستور بده جمع کن و من جمع کنم همه لباس ها, کیف ها, کتاب ها و کفش ها رو, و بعد دست کوفتی مو بگیره و منو ببره ایستگاه راه آهن و من تلک تلک تلک برگردم. برگردم به خونه, خونه ای که الان بدون شک جای سخت پارکینگش برام راحت شده.


یکی باید باشه, باشه و دستور بده جا بده و من جا بدم همه لباس ها, کیف ها, کتاب ها و کفش ها رو, و بعد دست کوفتی منو بگیره و منو ببره آب اناری روبرو گلدیس و برام یک آب انار مخصوص پر از لواشک و الوچه بخره و بگه کوفت کن و من بغضم رو همراه با آب انار برای همیشه بدم پایین.

نارِن° جی

.

لعنتی لعنتی لعنتی لعنتی لعنتی لعنتی لعنتی لعنتی 

لعنتی لعنتی لعنتی لعنتی

لعنتی لعنتی لعنتی لعنتی لعنتی لعنتی لعنتی

لعنتی لعنتی لعنتی لعنتی لعنتی لعنتی لعنتی لعنتی لعنتی

لعنتی لعنتی

لعنتی لعنتی لعنتی لعنتی لعنتی

لعنتی لعنتی لعنتی

نارِن° جی

.

این نهایت نامردیه که من هفت تا درس برداشتم ولی شیش تا امتحان و پنج تا پروژه دارم

نارِن° جی

.

میدونی؟ آسمون اینجا خیلی آبیه ^_^

نارِن° جی

.

بیا جانا که تا جانانه باشیم :)

نارِن° جی

.

و هنگامیکه بندگان من از تو درباره من بپرسند بگو که من نزدیکم و به ندای کسی که مرا بخواند پاسخ میدهم


سوره بقره ایه 186

نارِن° جی

.

طبق همون جمله معروف, من هم واقعا در عجبم چطور این حجم از پست فطرتی, بیشعوری, حروم زادگی  و باز هم پست فطرتی توی وجود این آدم جمع شده...

+ خودشو زده به خواب, و از اونجاییکه کسیکه خوابه میشه بیدار کرد ولی کسیکه خودشو زده به خواب نه، من همه چیرو سپردم دست خودت, لطفا...

+ و من بی صبرانه منتظرم برسه روزیکه کتمان کردنی برای هیچکس نیست

نارِن° جی

.

زمانیکه ما میرفتیم مدرسه مناطق یک تا پنج باهم تعطیل میشد, خدارو شکر دیگه مدرسه نمیرمو نمیبینم منطقه یکی ها تعطیل ان ولی پنجی ها نه

+ گفته ام و گویه ام بارها که تعطیلی یکی از مهم ترین اتفاقاییه که میتونه تو زندگی من رخ بده, ینی در این حد مهم :))

نارِن° جی

.

قدم تنبک نورسیده مبارک :))

نارِن° جی

.

نامبرده بی صبرانه منتظره شب بشه و همراه با جناب پشنگ خان از کلاس برگرده و به طرز دیوانه وار هجوم ببره به سمت فیلم ها.
 همچین فیلم خونش افتاده پایین که به گمونم حتی تا چار پنج صبح هم غلظت این ماده توی گلبول های خونش بالا نره :))
نارِن° جی

.

بنده بیزارم از وقت هایی که مجبورم بگم :

میدونی؟ هیچیش به هیچیش نیست.

واین یعنی اوضاع داغونه, اونم از نوع خفن

نارِن° جی

.

و تو همیشه زیباترین راندو ها رو به آسمون این شهر میزنی همراه با زیباترین تونالیته رنگ ها  و من در عجبم  چطور سه سال و اندی پیش وقتی به این شهر اومدم , دلم از ترکیب رنگ های زیباش میگرفت و هوای آسمون سیاه و دود گرفته شهر خودم رو میکرد

+ دیگه توانایی برگشت به شهر شلوغ و غبار گرفته خودم رو ندارم گویا

نارِن° جی

.

لطفا...

نارِن° جی

.

چی میگه؟

_ میگه از بین همه ادمای شهر یه نفر تو رو بفهمه کافیه

نارِن° جی

.

لعنت به شما قرص های قرمز ژله ای... تا اثر کنین جان از بدن رفته...!

نارِن° جی