هــــِجاهای یک مِداد نارِنــــجی

+ کامنت ها تایید نمیشوند، جوابی بود نامبرده شخصا مزاحم میشود :)

+ بنویس...
از هر چه که هست،
از هرچه که نیست...
از هرچه که اتفاق افتاد،
از هرچه که قرار است اتفاق بیفتد...
از همین لحظه ها،
از همین بودن...
هر چه که در ذهن داری،
و هر چه که در دل...

طبقه بندی موضوعی

۷ مطلب در مهر ۱۳۹۷ ثبت شده است

.

بیا، دلم بدجور هوای شمال رفتن دارد، لب ساحلش بشینیم و فقط نگاه کنیم، فقط گوش کنیم...

نارِن° جی

.

حجت بر من تمام شد،

و

تمام شد.

نارِن° جی

.

تو ای دون پایه ی پا گُنده ی طفلکی!

نارِن° جی

.

مرسی که حواستون هست تو سایت، تو پله های داربستیِ طبقه ۷-، همونجا که دیگه کلایمر نیست، ما با مخ نریم تو زمین

نارِن° جی

.

و من بعضی وقتها، سر کار، کاری که دیگر برای زا و سا نیست، بد جور دلم میشکند، بدجور...

نارِن° جی

.

دلم از اون ساندویچ ها میخواد که با رفیق جان درست میکردیم؛ همون ها که تشکیل میشد از نون باگت و کنسرو لوبیا و چیپس و گوجه و سس. همون ها که اونقدر میچسبید...

نارِن° جی

.

کاملا دوستانه گفت: ایشون دیگه سنی ازش گذشته، مثل سابق نیست و حواسش پرته، ولی شما حواست باشه. کاملا دوستانه لبخند زدم و گفتم: بله حتما، از این به بعد حواسم هست.

+ و هیچ کس نمیدوست عامل اصلی این اتفاق پرت بودن حواس اوشون نبود. در واقع گندی بود که بنده زده بودم!

نارِن° جی