هــــِجاهای یک مِداد نارِنــــجی

+ کامنت ها تایید نمیشوند، جوابی بود نامبرده شخصا مزاحم میشود :)

+ بنویس...
از هر چه که هست،
از هرچه که نیست...
از هرچه که اتفاق افتاد،
از هرچه که قرار است اتفاق بیفتد...
از همین لحظه ها،
از همین بودن...
هر چه که در ذهن داری،
و هر چه که در دل...

طبقه بندی موضوعی

۱۲ مطلب در آبان ۱۳۹۷ ثبت شده است

.

بیا تا گندم یک خوشه باشیم و از این صُبَتا

نارِن° جی

.

امروز یه چیزی رو خراب کردم که وقتی درخواست درست کردنش رو داشتم گفتن: اینو دیگه خدا هم نمیتونه درست کنه :|

+ کلا نامبرده از کودکی دست به خراب کردنش خوب بوده!

نارِن° جی

.

قرارمون با رفیق جان ساعت ۱۰ بود ولی اون زنگ زد با گریه که اتفاق بدی افتاده، زودتر بیا. با نگرانی خودمو رسوندم. در حال تعریف کردن ماجرا بود که با لحن خنده داری گفت منم درو قفل کردم، گازشوووو گرفففتم و رررررفتم. هر دو زدیم زیر خنده. لعن و نفرینش کردم که وقتی زنگ زدی بدو بدو خودمو رسوندم، حالا الان داری میگی و میخندی؟ گفت وقتی اومدی، وقتی داشتم برات تعریفش میکردم ماجرا اینطوری خنده دار شد، ولی وقتی خودم بودم ماجرا گریه دار بود.

+ میدونی؟ دلم تنگ شده برای اینکه ماجراهای غم انگیزمون رو برای هم تعریف کنیم و بالاخره یه چیز خنده دار از یه جاش در بیاریم و بخندیم. میدونی؟ دلم خیلی تنگ شده...

نارِن° جی

.

وقتی تو به کار دیگران میخندی و میگی از روی بقیه ی صورتجلسه های انجام کار کپی پیست میکنین؛ دیگران هم به تو میخندن وقتی تو برای محاسبه ی تعداد کمرکش ها میایی ضخامت سقف رو ازش کم میکنی! 

+ گهی پشت به زین و گهی زین به پشت و این صُبَتا دیگه :))

نارِن° جی

.

پائیزُ زیبایِ دل انگیزُ این صُبَتا ^_^

نارِن° جی

.

خب خب خب! خانوم! دیگه بسه اینطور فکر کردن و اینطور آبیاری باغچه ی ذهن! پس خطت رو بنویس، تاریخ امروز رو بزن پاش و بعد همین الان، همین جا، همه چیز رو خاک کن و بعد تمام.

نارِن° جی

.

همکارمون به اون یکی همکارمون در مورد ما فرمودن:

زده یه چیزیو خراب کرده که من تا حالا تو عمرم ندیدم خراب شه :))

+ اینم از قابلیت های مائه دیگه :))


نارِن° جی

.

نامبرده دلش شیکست خو...

نارِن° جی

.

هر چند همه ی این سالها رفیق جان همراه همیشگی سینما رفتنم بود، هر چند که جاش خیلی خالی بود، هر چند که دلم خیلی تنگ بود، اما میشه گفت با وجود همه ی این ها فیلمِ "مغز های کوچک یخ زده" چسبید

نارِن° جی

.

نامبرده از اون آدماس که رفیق های محدود ولی خیییلی رفیقی داره، نامبرده از اون آدماس که پایه ی رفیق هاشه و با هم مسافرت میرن، تفریح میکنن و در یک کلام خیلی خیلی خوش میگذرونن. نامبرده از اون آدما نیست که یهو با یه اکیپ که درست نمیشناسه بلند شه بره مسافرت، ولی درحال حاضر داره این کار رو انجام میده! حالا خودش هم دقیق نمیدونه چطور این اتفاق افتاد، شاید اثر همون هوم سیک لعنتیه که این مدت جونش رو به لبش رسونده!

+ نامبرده امیدواره حرف دختر خاله درست در نیاد که اونجا خیلی سرده، فکر کنم مجبور میشی بچسبی! چون داره با کسایی میره مسافرت که به هر کدومشون میگه "شما" و در موردشون فعل جمع بکار میبره!

نارِن° جی

.

دفعه اول اشتباه اینجانب به گردن "اوشان" افتاد. دفعه ی دوم اوشان به غلط اشتباهی را به اینجانب نسبت داد ولی اینجانب این را با اشتباه اول خودش یر به یر فرمود و هیچ نگفت! دفعه ی سوم باز اوشان اشتباهی را به غلط به اینجانب نسبت داد و سپس اینجانب را دعوا نمود و مسبب جاری شدن اشک های اینجانب در تنهایی اش شد! دفعه ی چهارم اشتباه مختصر اینجانب، موجب اشتباه غیر مختصر اوشان در مساله ای شده و اوشان حرف اشتباهی را در جلسه عنوان کرده و گویی عزت نفسشان خدشه دار شده! (نا گفته نماند گرچه نامبرده شرمنده است ولی وقتی این ماجرا را برای رفیق جان تعریف میکرد، خنده های بسیار میکرد!)


+ و خدا خود رحم کند که این چرخه تا کجا ادامه خواهدداشت و چه گریه ها و چه خنده ها در پی خواهد داشت!

نارِن° جی

.

دقیقا اونجام که شاعر میگه:

باید از سمت خدا معجزه نازل بشود

تا دلم،

باز دلم،

باز دلم،

دل بشود


نارِن° جی