هــــِجاهای یک مِداد نارِنــــجی

+ کامنت ها تایید نمیشوند، جوابی بود نامبرده شخصا مزاحم میشود :)

+ بنویس...
از هر چه که هست،
از هرچه که نیست...
از هرچه که اتفاق افتاد،
از هرچه که قرار است اتفاق بیفتد...
از همین لحظه ها،
از همین بودن...
هر چه که در ذهن داری،
و هر چه که در دل...

طبقه بندی موضوعی

.

داشتیم از روزهای خوش مون میگفتیم، از همون روزها که کلی امید داشتیم، کلی خیال بافی، کلی دل خوش، کلی ایده و کلی سرزندگی.


 بین خنده هامون ساکت شدیم و شنیدیم که میگفتن "با این حرف ها که میزنن، بین خنده هاشون گریه شون میگیره" و ما بلند تر خندیدم و همزمان اشک توی چشم هامون جمع شد. 

 ‏

 ‏حرف هامون مرور خاطرات شیرین گذشته بود، ولی چون فقط خاطره بود تلخ بود. دیگران میگن مقداری تجربه ی خوب و لذت بخش، ولی برای ما بزرگ تر از این بود که در یک کلمه ی "تجربه" گنجونده شه، برای ما اونقدر بزرگ بود که باعث شد چیز دیگه بجز اون به چشممون نیاد، اونقدر که آرزو میکنیم حالا که نیست کاش قبلا هم نبود.

نارِن° جی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">