هــــِجاهای یک مِداد نارِنــــجی

+ کامنت ها تایید نمیشوند، جوابی بود نامبرده شخصا مزاحم میشود :)

+ بنویس...
از هر چه که هست،
از هرچه که نیست...
از هرچه که اتفاق افتاد،
از هرچه که قرار است اتفاق بیفتد...
از همین لحظه ها،
از همین بودن...
هر چه که در ذهن داری،
و هر چه که در دل...

طبقه بندی موضوعی

.

چهارم دبستان بودم. خونه ی خاله حسابی حوصله ام سر رفته بود، یادم نیست چطور از انباری شان سر در اوردم ولی وقتی از پله ها بالا می آمدم جلد اول کتاب هری پاتر دستم بود.

همه چیز از همان موقع شروع شد، من تبدیل به یک خوره ی کتاب شده بودم، خوره ی کتابی که بقیه از دستش عصبانی میشدند بس که سرش به کتاب هایش گرم بود، خوره ی کتابی که عشقش شهرکتاب و رسیدن اریبهشت و رفتن به نمایشگاه کتاب بود.

پیش دانشگاهی بودم که دیگر آن خوره ی کتاب قدیم نبودم، دیگر فقط آن مدل کتاب هایی دستم میماند که حاضر بودم شب تا صبح بخاطرشان نخوابم، بقیه ی کتاب ها نصفه و نیمه کنار گذاشته میشد.

دلم برای آن موقع ها و خواندن پشت سرهم کتاب ها تنگ شده، میشود چند تایشان را که به نظرتان آدم دلش نمیایید تا رسیدن به خط آخرش زمین بگذاردش را معرفی کنید؟!

نارِن° جی

نظرات  (۴)

۱۶ آذر ۹۵ ، ۱۸:۴۴ پنیر سوئیسی
سه تا کتاب بودن که من وقتی سطر اولشون رو خوندم تا تموم نشدن زمین نذاشتمشون .
 بادبادک باز خالد حسینی
 فرانکنشتاین مری شلی
 زنگ ها برای که به صدا در می آیند از همینگوی
 البته جا داره به کتاب هایی مثل داستان دوشهر دیکنز و موبی دیک ملویل و ژرمینال زولا هم اشاره کنم !
فکر کنم همشون رو خونده باشین البته :/

الان چند وقتی هست که دنبالتون میکنم . وبلاگتون هم یکی از دلنشین ترین وبلاگای بیانه . فقط اینکه کامنت ها رو تایید نمیکنید یجورایی رغبت کامنت گذاشتن رو میگرفت ازم تو این مدت .
ممنون که مینویسید .
۰۵ شهریور ۹۵ ، ۰۰:۱۸ محمد آل مراد
بیوتن رضا امیر خانی-من او رضا امیرخانی
مستور همه کتاب ها!
مخصوصا روی ماه خدا را ببوس و چند روایت معتبر و رساه درباره نادر فارابی

واقعا چقدر حال روز منه ، یه کتاب فوق العاده دارم در دست خوندن از نویسنده ای که عاشقشم ! اما باز دستم نمیره اون کاغذو از وسطش بردارم و شروع کنم. یا شب ها به خاطرش بیدار بمونم... واقعا چرا؟

با سوالت یه نگاه به کتاب خونه کردم جین ایر اومد جلو چشم ،این واقعا کتابی بود که دست از سرش بنمیداشتم اما خب حتما خوندیش. 
تابستون دو سال پیش توی دو ماه هشت جلد کتاب انشرلی خوندم! اونم برام خیلی شیرین بود، هی کتاب تموم میشد و هی فکر اینکه حالا چه میشه هخون موقع جلد بعدشو برام باز میکرد...


راستی ، جان شیفته خوندی؟ 
۰۴ شهریور ۹۵ ، ۱۷:۴۴ حامد درخشانی
آگه ناطور دشتو نخوندید حتما یه نگاهی بهش بندازید
عالیه
از جی دی سالینجر

دوران هری پاتر دیگه فکر نکنم تکرار بشه
ناهار و شامم دیگه نمیخوردیم
شما تا زمانی که میشد نمیخوابیدیم که کتابه تموم شه...

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">